Jump to content
shadow_of_light

white jokes vs. black jokes

Recommended Posts

A lecture by Mohsen Renani.

He tells jokes are of two types: black and white, white jokes like all beauties make pleasant our life and black jokes destroy slowly our (country) identity, honor and values. These black jokes include ethnic jokes, religious jokes, sexual jokes, and this is one of the biggest challenges seem insignificant in society. He gives several reasons why such jokes directly and indirectly destroyed the social assets and ultimately hinder the development of society. Finally he wants everyone to avoid the spread of such jokes as possible.

He was born in a farmer family in Renan village in Isfahan, in 1966. He got his high school Diploma in "Social and Economical science " in Isfahan, then in 1984 he entered the Tehran university and took his MA and Ph.D. in the same major in that university. In 1991 he started his career as a teacher in Tehran university while he was studying for Ph.D. at the same time .Then in 1998 he attend the Department of Economics at University of Isfahan as an Assistant Professor and the then he worked his way up as an Full Professor. He has authored around 12 books, three of them are: "The sound of Siavash wings","bazzar or Na bazzar" (Market or Non Market?) and "The Decline Cycles of Morals and Economy". He also translated some books from English to Persian. Plus he had more than 150 lectures and published more than100 articles. And all of those achievements are just a sample of his entire achievements through all these years.

This talk was given at a TEDx event using the TED conference format but independently organized by a local community. Learn more at http://ted.com/tedx

https://alireza2.ddev.ir/v/yt/ZGTC4c6TgS8

 

Edited by shadow_of_light

Share this post


Link to post
Share on other sites

یادداشت محسن رنانی به مناسبت هشتاد و یکمین زادروز محمد مجتهد شبستری
September 27, 2017
سقراطی در زمانه‌ی بی‌سقراطی
«محسن رنانی»

وقتی درباره پیامبران می‌اندیشیم نمی‌توانیم مفتون جنبه‌ی نوآورانه زیست آن‌ها نشویم. هر پیامبری مهم‌ترین کنش اجتماعی که دارد درهم‌ریزی عادات فکری و سنت‌های اعتقادی و شیوه‌های زیست مرسوم و مألوف است. پیامبران، هم مرزهای فکری زمانه‌ی خود را جا‌به‌جا کرده‌اند، هم مرزهای اخلاقی جامعه را تعالی بخشیده‌اند، هم مرزهای روحی افراد را گسترده‌ کرده‌اند و هم مرزهای سنتی زندگی را در هم ریخته‌اند. به گمان من، پیامبران، به نوعی کارآفرینان و روشنفکران عرصه‌های اندیشه، عمل و اعتقاد عمومی بوده‌اند.

 کارآفرین کسی است که در حوزه فعالیت خود، خط شکنی می کند و مرزها و استانداردهای مألوف و جاافتاده را در‌هم می‌ریزد. اگر فقط جنبه تحول آفرینی فکری پیامبران را بنگریم، پیامبران روشنفکران عصر خویش‌اند؛ چرا که روشنفکر هم، کارآفرین حوزه اندیشه است و استانداردهای اندیشگی ما را جابه‌جا می‌کند. روشنفکر، خطاهای امروز و تحولات و الزامات آینده را زودتر از عموم مردم می‌بیند و در مورد آن‌ها سخن می‌گوید و هشدار می‌دهد. تفاوت اصلی پیامبران با کارآفرینان و روشنفکران، در این است که پیامبران انرژی، انگیزه و محتوای حرکت خود را از جذبه و وحی می‌گرفتند و افق زمانی آن‌ها تا جهان دیگر امتداد می‌یافت؛ در حالی که روشنفکران و کارآفرینان، انرژی، انگیزه و محتوای نوآوری خود را از خرد و عاطفه می گیرند و افق زمانی آنها این‌جهانی است.

و اکنون که قرن‌هاست عصر بعثت پایان یافته است و ختم نبوت اعلام شده است، آیا خدا اجازه خواهد داد که دین پیامبرانش به تصادف یا با اراده منفعت‌طلبان، به انواع انحرافات و خطاهای بشری آلوده شود؟ آیا خداوند حکیم در برابر نسل‌های بعدی که به ادیانی آکنده و آلوده از سنت‌های دست‌ساز و منفعت آمیز بشری گرفتار شده‌اند، مسئولیتی ندارد؟ آیا او اجازه می‌دهد تا رودخانه پربرکت دین انبیائش همچنان در بستر تاریخ به رنگ خاک و مزه سرزمین‌هایی که از آنها می‌گذرد آلوده شود و هیچ ایستگاه و دستگاه تصفیه گری بر سر مسیر این رودخانه معنی آفرین و حیات بخش قرار نمی‌دهد؟

من که دین را نه فقط یک مجموعه اعتقادی بلکه یک موجود زنده می‌بینم که در طبقه بندی سیستم‌ها در بالاترین سطح، یعنی در سطح سیستم‌های نمادین قرار دارد، معتقدم که اگر دینی از سوی خالقی حی و حکیم آمده باشد باید یک دین زنده و یک سیستم پویا باشد، وگرنه در الهی بودن آن دین شک خواهم کرد. و برای آن که دینی به مثابه یک سیستم زنده عمل کند، باید عوامل پویایی و زندگی در آن تعبیه شده باشد. دین زنده، دینی است که همچون بدن ما، هم بتواند تحولات و کنش‌های درونی خود را مدیریت کند و در تعادل بماند و هم بتواند با تحولات روزگار و گردش فصول زمانه‌ی جامعه، خود را مطابقت دهد تا پایدار بماند؛ در غیر این صورت آن دین زنده نیست و روز‌به‌روز توانایی‌اش برای پاسخ‌گویی به نیازهای فکری، ایمانی و رفتاری مومنان کاهش می‌یابد و زندگی آن‌ها را پرهزینه می‌کند. و البته از حکمت الهی به دور است که برای انسان‌های زنده، دینی غیرزنده بیافریند. مگر آن که آن دین قرار نباشد الگوهای اخلاقی و رفتاری انسان زنده را مدیریت کند، بلکه تنها قرار باشد مثل ابزاری بی‌جان در خدمت مقاصد بشری و زمینی و منفعت طلبانه مومنین قرار گیرد. اما دینی که قرار است انسان زنده را هدایت و مدیریت کند باید زنده باشد.

و اگر قرار باشد دین الهی دینی زنده باشد، آنگاه نه تنها ابزار و عواملی برای زنده ماندن می‌خواهد بلکه ابزار و عواملی نیز، هم برای تصفیه و هم تحول مداوم خویش می خواهد، تا بتواند با تحولات طبیعی دنیای واقع و نیازهای نو شونده‌ی جامعه مومنین، سازگاری و انطباق بیابد. و این‌جاست که روشنفکران دینی ماموریت می‌یابند و وارد عمل می‌شوند و مسئولیت یاری رساندن برای زنده ماندن دین الهی را بازی می کنند.

 

Share this post


Link to post
Share on other sites

 یک دین زنده و پویا، همچون یک انسان زنده و پویا، همزمان در دو ساحت عاطفه و عقل، زیست می‌کند. برای تداوم آن هر دو ساحت، نیاز به نهادهایی است که وظیفه خود را به خوبی انجام دهند. امروزه نهاد روحانیت سنتی در ایران، خود را وقف تقویت ساحت عاطفی دین کرده و از بسط ساحت عقلانی آن به کلی غفلت ورزیده است؛ و این‌جا بود که روشنفکران دینی، به خوبی این غفلت را تشخیص دادند و این وظیفه مهم را بر عهده گرفتند. بنابراین اکنون روشنفکران دینی ما در عمل متولی تقویت ساحت عقلانی دین و یاری رساندن به تدوام حیات آن شده اند. اما نگرانی آن‌جاست که این حرکت مبارک هنوز به یک نهاد تبدیل نشده است؛ و البته امید می‌رود با موجی از جوانان روشنفکر دیندار که هم اکنون از جای‌جای حوزه و دانشگاه سر‌برآورده‌اند، ما به زودی شاهد تبدیل جریان روشنفکری دینی به یک نهاد اجتماعی قدرتمند در ایران باشیم.

 دین، حتی اگر همچنان مناسکش رواج داشته باشد، دیگر یک دین زنده نخواهد بود، اگر هر کدام از ساحت عاطفه و عقل‌اش به سستی بگراید. تضعیف روشنفکری دینی، به منزله کم‌جانی و آسیب‌پذیری دین خواهد بود. و این نکته‌ای است که متاسفانه متولیان رسمی دین به آن عنایتی ندارند.

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!

Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.

Sign In Now


×