Jump to content
Sign in to follow this  
za.s

یا زهرا

Recommended Posts

نیمه ی شب باد خزون میون خونه علی پیچیده


سکوت شب ناتمومه برای فاطمه ی قدخمیده


بیداره حیدر تا سحر بااضطراب و دلهره


مسافرش شاید بخواد که امشب از دنیا بره


شبای مدینه دلگیره علی دیگه داره می میره


......


شب تا سحر میگه علی: فاطمه جان پاشو بازم دعا کن


فاطمه جان فاطمه جان چشماتو باز کن و به من نگاه کن


نمیتونی حتی دیگه بغل بگیری زینب رو


شبیه دیشب باز باید دووم بیاری امشب رو


صدا کن علی رو وقتی که سفر تو دیگه نزدیکه


تو ماه شبای من هستی خونه بدون تو تاریکه


شبای مدینه دلگیره......


بهای این شبای سخت، چشمای سرخ حیدره


ولی دلش خونه که این شاید نماز آخره


چه نیمه شبای سنگینی، طلوع سحر غمگینی


رها نمیکنه زهرارو دردی که نداره تسکینی


شبای مدینه دلگیره


....


کریمی

Edited by za.s

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!

Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.

Sign In Now

Sign in to follow this  

×